اگر تأمل در دنياي امروز و درك اندكي از پيچيدگي ها و وقايع آن را در مقابل آنچه كه از روزگار باستان مي دانيم قرار دهيم احتمالا قبل از اينكه حكم به خوشبختي يا تيره بختي بشر كنيم از تبيين تحولات زندگي او سؤال خواهيم كرد. از اينكه كه رابطه جنسي كه زماني ضرورتي براي بقاي نسل بود چگونه تبديل به صنعتي پررونق و تجارتي پر سود مي شود و انسان معاصر از دريچه آزادي به گذشتكان خود ريشخند مي زند.
جامعه پيشا مدرن اسير سنتها و مقهور تابوهايي است كه در طول قرون شكل گرفته و تبديل به فرهنگ مسلط و حاكم شده است. سلطه اين فرهنگ در سايه اقتدار اديان ابراهيمي كه آنان نيز در زمينه روابط جنسي قوانين خشك و محكمي داشتند، بشر سنتي را در برابر يك«نه»ي بزرگ قرار مي داد. در واقع مأخذ استواري در عهد عتيق بر ضد انحرافاتي چون فحشا و روسپيگري وجود داشت. پدران يهودي از فاحشه شدن دخترانشان جلوگيري مي كردند و نويسندگان مسيحي روسپيگري را عملي شيطاني مي دانستند. توماس آكويناس روسپي را چون لجن دريا و فاضلاب خانه مي دانست كه اگر جلوي آن گرفته نشود خانه را به منجلاب مي كشاند. ديدگاه مسلط كليسا همه رفتارهاي جنسي را گناه مي دانست و آن را به حداقل لازم براي به دنيا آوردن فرزند محدود مي كرد. اسلام نيز جز در چارچوب عقد ازدواج،آن هم با شرايط خاص، روابط جنسي را مجاز نمي دانست.
اما اين تنها يك روي سكه است. حقيقت اين است كه روسپيگري از كهنترين و با سابقه ترين انحرافات بشري است كه متجاوز از چهار هزار سال پيش در مصر از آن نام برده شده است. در سرزمينهاي ديگر نيز كم و بيش به همين شكل است. هرودوت (1336:275)مي نويسد:«زنان شهر بابل خواه عفيفه و صالحه و خواه زانيه و طالحه بايد يك مرتبه به معبد زهره رفته مجانا و بالاعوض خود را تسليم مرد بيگانه نمايند.اگر كسي پولي داد بايد آن وجه را به خزانه دار معبد بسپارند تا به مصارف خيريه برساند.» همچنين دموستن (1367:338) درباره جامعه يونان مي نويسد:«از فواحش تمتع مي بريم.با كنيزكان و زنان غير مشروع خود در اوقات روز سلامت جسم خويش را تأمين مي كنيم و زنانمان فرزندان مشروع برايمان مي آورند و وفادارانه خانه هايمان را حفظ و حراست مي كنند.» روميان نيز مانند يونانيان توسل مردان را به روسپيان به سهولت مي بخشودند. اين حرفه را قانون به رسميت مي شناخت ولي آن را محدود كرده بود. فاحشه خانه به موجب قانون خارج از حصار شهر قرار داشت و فقط شبها مي توانست مشتري بپذيرد. در هندوستان روسپيگري به طور كلي محدود به معابد بود. رسمي كه به مرور ايام جنبه تقدس پيدا كرده بود آن بود كه گاه و بي گاه زنان متشخص يكي از دختران خود را وقف پيشه روسپيگري معابد مي كردند. به گفته دوبوآ در توصيف معابد جنوب هندوستان، در مواردي معابد به روسپي خانه هاي محض تبديل شده بود. بايد توجه داشت كه فحشا و روسپيگري در روزگار باستان در بيشتر موارد ارتباط نزديك با مواضع اعتقادي داشت. مثلا مصريان و بابليان بر اين باور بودند كه رابطه جنسي با يك كشيش موجب نزديكي به خدا مي شود.
در اروپاي قرون وسطي با وجود سختگيري هاي كليسا كه در بعضي جاها ديدگاهش تقدس مآبي و رياكاري بي اندازه ايجاد مي كرد، مذاهب و فرقه هاي مسيحي بعضا ديدگاه متفاوتي داشتند. جامعه نيز بري از روابط جنسي آزاد نبود و اين روابط پيش از ازدواج و خارج از زناشويي در بسياري از نواحي اروپاي قرون وسطي در ميان مردم فقير و ثروتمند معمول بود. ميزان روابط نامشروع در بسياري از نواحي اروپا (به ويژه اروپاي مركزي) بر حسب استانداردهاي امروزي فوق العاده زياد بود. در قرن نوزده نظريات پزشكي تا حدي جايگزين آموزه هاي كليسا شد كه آنها نيز سختگيرانه بود. به نظر گيدنز آزادي جنسي در جوامعي كه بسيار سختگير بودند بيشتر رواج مي يابد. هر چند كه در همه موارد اين گونه نيست. به عقيده او بسياري از جوامع سنتي از روزگار باستان تا امروز از اين نظر به مراتب بيش از غرب آزاد بوده اند.
با همه اين اوصاف جهان كنوني و دگرگوني
هاي ثانيه اي آن قابل مقايسه با دنياي قديم نيست. در واقع تحولاتي كه در جريان رنسانس و سپس انقلاب صنعتي و در نهايت مدرنيسم در اروپا اتفاق افتاد و موجب رشد روزافزون علم و تكنولوژي و غلبه اومانيسم، راسيوناليسم، انديويدواليسم، ليبراليسم و... بر مكاتب و نظريات پيشين شد، زندگي بشر را نيز در همه عرصه ها متحول كرد. آزادي فردي و نبود هيچ حد و مرزي جز آزادي ديگران براي حقوق فردي انسانها، مبناي ساختن دنياي جديد قرار گرفت. تابوها يكي پس از ديگري فرو ريخت و پيشرفت دانش و ارائه فناوري هاي جديد, موجب شد تا انسان قرن بيست و يكمي خود را قدرتمندتر از هميشه ببيند.براي درك بهتر موضوع نگاهي به روابط جنسي در جهان كنوني از منظري خاص مي اندازيم. با رويكردي اقتصادي اجتماعي و به طور دقيق از دريچه جامعه شناسي اقتصادي مي توان آن را در دو حوزه اصلي دنبال كرد.
حوزه اول پورنوگرافي تجاري است كه در بر گيرنده محصولات رسانه اي و به طور مشخص رسانه هاي تصويري و نوشتاري است. اگر بخواهيم مدل آن را در قالب فرايندهاي اقتصادي ترسيم كنيم بايستي نوع كالا, عرضه, تقاضا و همچنين واسطه توزيع را معين كنيم. كالا در اين مدل سكس در قالب تصوير و نوشتار است. در باب عرضه مي توان به تفكيك از هويت عرضه كننده, حوزه جغرافيايي عرضه و از همه مهمتر شكل عرضه صحبت كرد. اشكال متنوعي از محصولات شامل شبكه هاي تلويزيوني, سايت هاي اينترنتي, تبليغات تصويري به هر نحو, شوها و تصاوير برخي خواننده ها و گروهها, فيلم ها, وبلاگ ها, مجلات, كتاب ها و ... اغلب توسطزمراكز و كمپاني هايي كه در همين زمينه كار مي كنند و بيشتر در حوزه هاي اروپا و امريكاي شمالي وتا حدودي هم در آسيا, استراليا و امريكاي لاتين توليد مي شود. در مورد تقاضا نيز مي توان با توسل به فاكتورهايي چون سن, جنس, فرهنگ جامعه و حوزه جغرافيايي تقاضا تا حدي آن را تبيين كرد. بايد گفت طيف سني جوان و نوجوان و حتي كودكان در مركزيت تقاضا قرار دارند و غلبه با جنس مذكر است.جوامع سنتي كه پيوندهاي اخلاقي در آنها كم و بيش قوي است نسبت به كشورهاي توليد كننده در اين زمينه آسيب پذيرترند و دچار شدت و كثرت مصرف هستند.
واسطه بين توليد و مصرف هم چيزي جز ابزارهاي ارتباطي نيست. نا گفته نماند كه عرضه كننده اصلي را بايد انسان و خاصه جنس مؤنث دانست و مراكز توليد كننده را هم عرضه كننده و هم به نوعي واسط به شمار آورد. در حقيقت رسانه ها و نقش توليدكنندگي آنها كه توانايي به نمايش گذاشتن تنوع و جذابيت و ارضاي كنجكاوي هاي ذهني افراد را دارا مي باشند، عاملي در جهت تبديل سكس به تجارتي پر سود بوده است. اساسا يكي از تفاوتهاي پورنو با ديگر كالاها دراين است كه ساير كالاهاي مصرفي مصداق ها و اشكال متفاوت تأمين يك نياز واحد هستند و پس از تبليغات رسانه اي و ايجاد احساس نياز، بازار مصرف خود را پيدا مي كنند.در صورتيكه پورنو كمتر نياز به تبليغ دارد و توليد، مستقيما به مصرف مي رسد. به عنوان مثال سرايت پورنو به صنعت بي سيم موجب شده است در اروپا سالانه حدود صد ميليون دلار صرف خريد پورنوگرافي موبايل شود و پيش بيني مي شود تا سال 2009 به صد و نود و شش ميليون دلار برسد. اين مسئله اعتراض فعالان اين عرصه ، خاصه فعالان حقوق كودك را در پي داشته و باعث شده است كه در كشوري همچون انگلستان براي فروش گوشي هايي كه امكان اتصال به اينترنت را دارند، شرط سني گذاشته شود. ديگر اينكه ارزش فروش فيلم هاي مستهجن در امريكا در سال 2005 بيش از دوازده ميليارد دلار برآورد شده است و اين بيش از مقداري است كه امريكايي ها صرف ورزش مي كنند. تقاضا آنقدر زياد است كه برخي از شركتهاي بزرگ آمريكايي مانند «جنرال موتورز»، «ماريوت» و «تيم وارنر»، هماكنون ميليونها نسخه را به فروش ميرسانند. بهترين مكان براي مشاهده اين صنعت، «لاس وگاس» است كه بيش از 200 شركت توليدكننده اين محصولات زير يك سقف گرد آمده و آخرين توليدات خود را در اختيار عموم قرار ميدهند. كمي زودتر از پيش بيني انجمن تحقيقات ملي امريكا، درآمد ساليانه سايت هاي پورنوگرافي از مجموع درآمد مشترك سه ورزش عمده و پر طرفدار فوتبال، بيسبال و بسكتبال و يا از جمع درآمد خالص سه شبكه تلويزيوني سراسري امريكا ABC، NBCو CBS بيشتر شده، به بيش از شش و نيم ميليارد دلار رسيده است. سن استفاده از پورنوگرافي بسيار پايين آمده و كلمه سكس بيشترين تعداد موضوعي كاوش در موتورهاي جستجو است. جستجوي كلمه SEX در سايت گوگل افزون بر هشتاد ميليون صفحه را ليست مي كند و سه حرف XXX آدرس هفتاد و شش ميليون سايت را نشان مي دهد.
به هر حال گسترش اين ابزارها كه امكان انتقال انبوهي از داده ها را در حجمي اندك و با سرعت و سهولت زياد در جهاني بدون مرز فراهم مي كنند، خود به عاملي در جهت افزايش مصرف به خصوص در جوامع سنتي تر بدل مي شوند.
آنچه در كشورهاي جهان سومي چون ايران روي مي دهد اين است كه اولا به دليل فراهم بودن زمينه هاي قاچاق و عدم نظارت قانوني، اين محصولات اغلب بدون پرداخت هزينه هاي مادي در دسترس قرار مي گيرد و اين خود روند مصرف را تسهيل مي كند. ثانيا به دليل تابو بودن اين قضيه و نبود آموزشهاي لازم، روي آوردن به پورنوگرافي براي ارضاي حس كنجكاوي بالاخص در سنين پايين به شدت زياد مي شود كه اين مي تواند اثرات مخربي چون رفتارهاي جنسي پر خطر و خشونت آميز، افزايش ميزان تجاوزهاي جنسي و همينطور القاي ديدي غلط نسبت به جنس مخالف، خانواده و برخي شغل ها كه از اثرات داستان هاي سكس است، داشته باشد. و ثالثا الگوهايي كه در فرهنگ ها و جوامع مختلف، سكس و يا تمايل به آن تلقي مي شوند متفاوت هستند. با توجه به اينكه اين مسئله در فرهنگهاي سنتي حساستر و شامل طيف وسيعتري از روابط است مي توان به آسيب پذيري اين جوامع در مواجهه با الگوهايي كه در سيستم هاي بازتر آزادتر وجود دارد، اشاره كرد.
حوزه دوم فحشا و روسپيگري است كه شامل بهره بصري و جنسي بي واسطه است. مدل اقتصادي آن البته با رويكردي جنسيتي به اين شكل است كه معمولا تقاضا از طرف جنس مذكر و عرضه از جانب مؤنث است كه خود در عين حال كالا واقع مي شود.طبيعتا افراد؛ مراكز و ابزارهايي نيز واسط و رابط هستند.روسپيگري امروزه به اشكال ممختلفي وجود دارد. پل.ج.گلدستين روسپيگري را بر حسب تعهد شغلي و زمينه شغلي طبقه بندي كرده است. تعهد به فراواني اشتغال زن به روسپيگري اطلاق مي شود كه بر حسب آن زناني كه موقتا و نامنظم براي كمك به درآمدشان به اين كار روي مي آورند از زناني كه به طور مستمر به اين كار اشتغال دارند جدا مي شوند. زمينه شغلي مربوط به نوع محيط كار و فرآيند كنش متقابلي است كه زن در آن شركت دارد. براين اساس مواردي چون فاحشه هاي خياباني، شبكه دختران تلفني، روسپيان خانگي و روسپيان سالن هاي ماساژ و سكس از يكديگر تفكيك مي شوند.
اين حوزه همان طور كه گفتيم سابقه اي كهن دارد و در گذشته نيز وجود داشته، اما با آنچه در زمان ما به اين نام شناخته مي شود تفاوت ها ي مهمي دارد. اولين تفاوت در انگيزه هاي روي آوردن به آن است. چنان كه گفتيم در گذشته هاي دور اين كار بيشتر ريشه هاي اعتقادي داشت و اكثر كساني هم كه در برابر پاداشهاي اقتصادي خواهش هاي جنسي را برآوده مي كردند، روسپيان درباري، معشوقه هاي خانگي و يا كنيزان بودند. در حاليكه امروزه فقر و علل اقتصادي برجسته تر است، هر چند كه توجيه كننده همه موارد نيست. يكي از جنبه هاي روسپيگري امروز اين است كه زن ها و مشتريانشان معمولا براي يكديگر ناشناخته اند و رابطه در آغاز بر اساس آشنايي شخصي برقرار نمي گردد. چنين وضعي در دوره هاي پيشين وجود نداشت. بايد گفت روسپيگري با فروپاشي اجتماعات كوچك محلي، توسعه نواحي شهري بزرگ و غير شخصي و تجاري شدن روابط اجتماعي ارتباط مستقيم دارد. در اجتماعات كوچك قديمي همان نماياني روابط جنسي سبب كنترل آنها مي گرديد. در حاليكه در برخي كشورهاي امروزي همچون بلژيك روسپي ها مي توانند به طور شفاف با اعلام درآمدشان و پرداخت ماليات از امكانات و تسهيلات ديگر حرفه هاي آزاد مثل بيمه و بازنشستگي و ... بهره مند شوند.
پديده هايي مانند قاچاق زنان و دختران، توريسم جنسي و فرار دختران از خانه نيز معمولا زمينه ساز بروز فحشا هستند. قاچاقچيان با وعده هاي گوناگوني چون شغل مناسب و پر درآمد، قول ازدواج، فرزندخواندگي و ... زنان و دختران را فريب مي دهند. بسياري از اين مهاجران غير قانوني به چنگ باندهاي بين المللي فحشا مي افتند و به روسپي خانه ها، كلوپ هاي رقص برهنه، سالن هاي سكس و ... منتقل مي شوند. آنها گاهي تا پايان عمر براي پرداخت بدهي هايشان و يا تأمين مواد در صورت معتاد شدن مجبور به اين كار هستند. طيف وسيعي از اين مهاجران را دختران فراري تشكيل مي دهند كه از حداقل پشتوانه هاي اجتماعي هم برخوردار نيستند.توريسم جنسي نيز كشورهايي همچون تايلند را تبديل به مراكزي پر سود در اين زمينه كرده است. حتي جام جهاني فوتبال نيز مصون نمي ماند و تنها چهار صد هزار فاحشه از اروپاي شرقي راهي آلمان مي شوند تا در كشوري كه فحشا در آن قانوني است، كسب درآمد كنند.
نكته پاياني و البته بسيار مهم محوريت جنس مؤنث در ميدان عرضه و مركزيت جنس مذكر در عرصه تقاضا است كه الگوي كلاسيك ارتباط دو جنس ( مذكر:خواهان-- مؤنث :خواسته) را باز توليد مي كند. اين مسئله همواره مورد اعتراض فمنيست ها بوده و اكثر آنها با رد توجيه هاي زيست شناختي و رواني، ايدئولوژي مردسالار و مناسبات مردسالارانه را عامل تداوم اين الگو مي دانند.
منابع:
۱. گيدنز ، آنتوني / (1384) / جامعه شناسي / ترجمه منوچهر صبوري / تهران / نشر ني
۲. دورانت ، ويل / (1367) / قيصرو مسيح / ترجمه حميد عنايت و ديگران / تهران / سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي
۳. دورانت ، ويل / (1367) / مشرق زمين گاهواره تمدن / ترجمه احمد آرام و ديگران / سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي
۴. آبوت ، پاملا و والاس ، كلر / (1380) / جامعه شناسي زنان / ترجمه منيژه نجم عراقي / تهران / نشر ني
۵. ستوده ، هدايت ا... / (1372) / مقدمه اي بر آسب هاي اجتماعي / تهران / انتشارات آواي نصر

