تبليغاتX
چهارراه
دین و مدرنیته چهارشنبه هشتم شهریور 1385 0:22

یادآوری : جلسه این هفته یکشنبه ۱۲/۶/۸۵ ساعت ۷ عصر. لینکهای مرتبط با بحث:

http://sharghnewspaper.ir/850525/html/din3.htm

http://sharghnewspaper.ir/850525/html/din5.htm

http://sharghnewspaper.ir/850525/html/din8.htm

http://sharghnewspaper.ir/850525/html/din2.htm

http://sharghnewspaper.ir/850525/html/din1.htm

http://www.emruz.info/ShowItem.aspx?ID=735&p=1

نوشته شده توسط محسن جعفری مقدم  | لینک ثابت |

یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 23:43
نشست این هفته در روز ۵شنبه ۱۹ مردادماه ساعت ۵/۹ صبح برگزار می شود.

موضوعات مورد بررسی:

ادامه ی بحث ازدواج موقت

نظریه ی هویت و بنیادگرایی اسلامی

نوشته شده توسط سالار.ا.ن.کاشانی  | لینک ثابت |

فلسفه و علوم اجتماعى یکشنبه هشتم مرداد 1385 16:53

فلسفه و علوم اجتماعى

 

احمدرضا همتى مقدم

 

در حال حاضر توافق كاملى ميان اقتصاددانان، جامعه شناسان و روانشناسان در مسائل محورى و مشخص رشته شان وجود ندارد. به نحو مشابهى، فيلسوفان نيز اجماعى بر روى ماهيت دقيق اين رشته  ها ندارند. اما اين ايده كه فلسفه رابطه تنگاتنگى با علوم (فيزيك، بيولوژى، جامعه شناسى، روانشناسى) دارد، تقريباً مورد توافق تمام فيلسوفان است. برخى براين باورند فلسفه به سئوالاتى مى پردازد كه علوم قادر نيستند به آنها پاسخ دهند و البته در اين ميان فيلسوفان به اين مسئله نيز مى پردازند كه چرا علوم نمى توانند به اين گونه سئوالات پاسخ دهند. در مقابل برخى معتقدند كه علوم در نهايت قادر هستند به هر سئوالى پاسخ دهند. جدا از اين مسئله كه حق با كدام گروه است، قطعاً سئوالاتى وجود دارند كه علوم لااقل در حال حاضر قادر به پاسخگويى آنها نيستند. برخى از اين سئوالات بى پاسخند. صرفاً بدين دليل كه ابزارهاى آزمايشگاهى مناسب يا نظريه هاى مناسبى وجود ندارند. مثلاً در فيزيك امروز سئوالاتى درباره «ماده» مطرح مى شود كه براى پاسخ به آنها به «شتاب دهنده هايى» نياز داريم كه از آنچه امروز در دسترس است، بسيار قوى تر باشد و البته سئوالاتى نيز از ديرباز پيش روى دانشمندان بوده كه امروز تصور مى شود پاسخ هاى مناسبى مى توان به آنها داد. مثلاً اكثر زيست شناسان در حال حاضر باور دارند كه نظريه هاى تكامل و ژنتيك لااقل مى توانند به سئوالاتى درباره ماهيت انسان، منشاء انسان و ماهيت حيات پاسخ دهند.

اما هنوز سئوالاتى وجود دارند كه بى پاسخند، سئوالاتى درباره شعور و آگاهى، تفكر و انديشه، احساس و عاطفه. البته روانشناسى جديد ادعا دارد كه پيشرفت هاى قابل توجهى در پاسخ به اين سئوالات داشته است. اما اين ادعاها در بهترين حالت محل مناقشه اند.  همان گونه كه ادعاى زيست شناسان در پاسخ علمى به سئوالاتى درباره ماهيت انسان محل مناقشه است. مثلاً الهيون و حتى برخى زيست شناسان چنين پاسخ هايى را رده كرده اند.

بنابراين شايد بتوان گفت: علاوه بر سئوالاتى كه علم در حال حاضر قادر به پاسخگويى آنها نيست، سئوالاتى نيز وجود دارند كه علوم هيچ گاه نمى توانند به آنها پاسخ دهند. اما نكته مهم اين است كه بحث درباره وجود چنين سئوالاتى خود يك بحث فلسفى است.

براى اينكه بدانيم علم به چه نوع سئوالاتى مى تواند پاسخ دهد و آيا محدوديت هايى نيز در اين ميان وجود دارد يا نه، بايد به دو نكته توجه كنيم: اول اينكه روش علم يا روش هاى علوم را مشخص كنيم. دوم، بر روى سئوالاتى كه جست وجو براى يافتن پاسخ هاى آنها معقول است، توافق داشته باشيم.

بدون آنكه بدانيم چه روشى، روش علمى مناسب براى پاسخ به سئوالى خاص است، نمى توان پاسخ به آن سئوال را پاسخى علمى به حساب آورد و البته اگر سئوالى قابل درك و روشن نباشد، جست وجو براى يافتن پاسخ آن كارى غيرمعمول است و اينجاست كه پاى فلسفه به ميان مى آيد، يعنى ترسيم خطوط كلى روش هاى علمى و انتخاب سئوالات، امورى نيستند كه علوم خودشان بتوانند آنها را نشان دهند بلكه آنها سئوالاتى فلسفى هستند.

موضوعات هنجارى و ارزشى از ديگر سئوالاتى هستند كه دانشمندان نمى توانند خودشان به آنها پاسخ دهند. علم نحوه اى را كه جهان هست توصيف مى كند و توضيح مى دهد، اما نمى تواند توضيح دهد كه آنچه هست خوب است يا بد يا چگونه بايد باشد و البته علم با توصيف نحوه اى كه جهان هست و با خلق امكانات تكنولوژيكى جديد سئوالاتى درباره آنچه دانشمندان و غيردانشمندان بايد انجام دهند، با خود همراه آورده است. اما علوم خودشان نمى توانند به اين گونه سئوالات پاسخ دهند. فيزيك نمى تواند توضيح دهد كه چه هنگام استفاده از بمب اتمى مجاز است، فيزيك تنها توضيح دهد كه چگونه مى توان بمب اتمى ساخت. پزشكى نمى تواند چگونگى توزيع عادلانه خدمات بهداشتى را توضيح دهد، پزشكى تنها چگونگى درمان بيماران را توضيح مى دهد.

البته برخى پا را از اين فراتر گذاشته اند و معتقدند كه مردم براى پاسخ به سئوالات بنيادى درباره آنچه خوب است يا بد، نيازى به قيد و شرط هاى علمى ندارند. اما اين موضوع كاملاً محل بحث است و قطعاً اين جر و  بحث، مناقشه اى فلسفى است.اما آيا محدوديت   هايى براى سئوالاتى كه علم مى تواند به آنها پاسخ دهد وجود دارد؟اگر وجود دارد، چرا وجود دارد؟ چه چيزى موجب مى شود تا علم از پاسخ به اين نوع سئوالات بازداشته شود؟ اگر اين نوع سئوالات نبايد به شيوه   هاى علمى پاسخ داده شوند، چگونه مى توان به آنها پاسخ داد؟ و اگر همان گونه كه برخى ادعا كرده اند هيچ محدوديتى براى قدرت علوم نيست، چرا برخى سئوالات از ديرباز و حتى قبل از تولد علم هنوز بى پاسخ مانده اند؟اين گونه پرسش ها نيز از جمله سئوالاتى هستند كه فلسفه را به علم پيوند مى زنند. بنابراين ما به طور كلى با دو نوع پرسش روبه روييم كه فلسفه را با علم مرتبط مى سازد. ۱- سئوالاتى كه علوم قادر نيستند به آنها پاسخ دهند و۲- چرا علوم نمى توانند به اين گونه سئوالات پاسخ دهند. بخش هاى مختلف فلسفه جنبه هاى متفاوت يك يا هر دو سئوال را بررسى مى كنند. البته در ميان تمام علوم، علوم اجتماعى با سئوالات فلسفى بيشتر عجين شده است و دانشمندان علوم اجتماعى به اين نوع سئوالات توجه بيشترى داشته اند.

منبع:

Philosophy of Social Science A. Rosenberg.۱۹۹۵

 

منبع: روزنامه شرق

نوشته شده توسط   | لینک ثابت |

یکشنبه یکم مرداد 1385 17:36
برای شرکت در جلسه ی این هفته ـ پنج شنبه ساعت ۹ صبح ـ این یادداشت را بخوانید.
نوشته شده توسط سالار.ا.ن.کاشانی  | لینک ثابت |

مراحل عمومي نگارش مقاله علمي چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 15:8

 

 

به نام خدا حکيم

مراحل عمومي نگارش مقاله علمي

 

الف: اقدامات مقدماتي

 

1.     تصميم گيري در مورد عنوان مقاله[1]

§       نگاه كلي : عنوان مقاله بايد اشاره اي به کليد واژه اي داشته باشد که ناظر بر کل مباحث مقاله باشد و در يک مفهوم کلي در عنوان اصلي مقاله منعکس شود.

§       نگاه مشخص: عنوان مقاله بايد اشاره به حرف اصلي مقاله داشته باشد که در عنوان فرعي منعکس مي شود.

1)      مطالعه امکانات تحقيق و عملي بودن تحقيق (لازم است به سئوالات ذيل توجه شود):

2)      آيا اطلاعات کتابخانه اي در خصوص سئوال و موضوع اصلي تحقيق وجود دارد؟

3)      آيا امکان نگارش مقاله با توجه به محدود بودن زمان تعيين شده تحقيق و ساير محدوديت هاي کار تحقيق وجود دارد؟

4)      چه مقدار سئوال اصلي مقاله مرتبط با موضوع درس و سابقه مطالعاتي محقق است؟

 

2.     تهيه طرح كلي و نمودار تحقيق[2]

سرفصل ها، عناوين فرعي هر فصل و احيانا زير عنوان هاي عناوين فرعي مشخص شود بگونه اي که در يک صفحه کل کار در قالب يک طرح قابل رويت باشد.

3.     نگارش حرف اساسي مقاله[3]

حرف اساسي مقاله به خواننده توضيح مي دهد كه مقاله در مورد چه خواهد بود و چه نكته اساسي را نويسنده مقاله بيان مي كند و به عبارتي چه نكته جديدي را نويسنده مقاله به مطالعات پيشين و يا اساسا به دانش بشري اضافه مي كند.

 

ب. جمع آوري اطلاعات

 

§       با افرادي که در رابطه با موضوع تحقيق مورد نظر شما، تجربه علمي گسترده دارند، در خصوص روش انجام تحقيق، نظريه هاي مهم، کتابهاي مهم و مسائل اساسي تحقيق مشورت شود. در صورتيکه تحقيق جنبه بين رشته اي دارد، با محققين چند حوزه مشورت شود.

§       از جمع آوري اطلاعات پراکند پرهيز شود.

§       مرور اجمالي بر کتاب ها، مقالات و خلاصه مقالات در ارتباط با موضوع صورت بگيرد.

§       مطالب همزمان با جمع آوري وارد کامپيوتر شود و بر اساس فصول مربوطه و عناوين فرعي دسته بندي شود.

 

ج‌.      نگارش متن اصلي مقاله[4] 

 

مقاله علمي داراي پنج جزء اساسي است که حتما با عنوان مستقل از هم متمايز شود:

1)      مقدمه

2)      متن اصلي مقاله

3)      نتيجه گيري

4)      کتابنامه منابع

5)      ضمائم و زيرنويس ها

 

ج 1. نگارش مقدمه[5]

 

نظر به اينكه مقدمه و جمع بندي بايد ناظر بر بدنه اصلي مقاله باشد، لازم است پس از پايان يافتن بدنه اصلي مقاله تدوين شود.  نکاتي که در نگارش مقدمه بايد بدان توجه کرد عبارتند از:

  • در پاراگراف اول مقاله، عبارت هاي جذاب نسبت به موضوع (اهميت موضوع و نقش آن در حوزه اصلي تحقيق مثلا حوزه جامعه شناسي ارتباطات  و فرهنگ) اصلي مقاله بکار گرفته شود.
  • عبارات خلاصه اي كه خواننده را متوجه موضوع اصلي مقاله بكند در بخش اوليه مقدمه نگارش شود.
  • مقدمه تاريخي كه منعکس کننده مطالعات پيش باشد و به نوعي منعکس کننده نظريه پردازان حوزه اصلي مقاله و سئوال اصلي مقاله باشد ذکر شود.
  • ارائه مطلب اساسي مقاله در يك پارگراف
  • در پاراگرف آخر مقدمه اشاره اجمالي به مباحثي که مقاله به آن خواهد پرداخت، ضروري است.

 

ج 2. متن اصلي مقاله

 

متن اصلي تحقيق بايد عناوين اساسي را كه در نمودار كلي تحقيق پيش بيني شده دنبال كند، اگر چه در مسير نگارش مقاله ممكن است تغييراتي در نمودار اوليه مقاله اعمال مي شود.

ابتدا لازم است زير هر يك از عناوين از قبل تدبير شده، چند پارگراف توضيحي نگارش شود و به مرور با تكيه بر اطلاعات جمع آوري شده مطالب توسعه داده شود.

متن اصلي مقاله بايد به دو قسمت به هم مرتبط تقسيم شود:

1) بخش نظري:  در اين بخش، 1) مفاهيم کليدي تحقيق، 2) حوزه مطالعاتي تحقيق، 3) نظريه هاي بزرگ مربوط به سئوال اصلي مقاله 4) و نظريه هاي خاص که بصورت مشخص مرتبط با سئوال اصلي مقاله باشد همراه با مباحث ترکيبي که ابعاد مختلف موضوع مورد بحث را تبيين مي کند، مطرح مي شود.

2) بخش عملي:  در بخش عملي تحقيق با استفاده از پشتوانه هاي نظري مقاله، سئوال اصلي تحقيق در قالب مطالعات اسنادي و کتابخانه اي و يا در قالب مطالعه ميداني مورد بررسي قرار مي گيرد.

نکته مهم: بين مباحث نظري و عملي مقاله ارتباط معناداري برقرار شود و از ارائه مطالب بصورت جزائر جدا افتاده و بدون ارتباط با يکديگر پرهيز شود.

 

ج 3. نگارش نتيجه گيري نهائي[6]

 

§       لازم است جمع بندي هماهنگي از مباحث مختلف متن اصلي مقاله  در ارتباط با سئوال اصلي مقاله، ارائه شود.

§       بين خلاصه کردن  و استنتاج قاعده مند مطالب مقاله تفاوت وجود دارد.

§       در بخش نتيجه گيري، تلاش مي شود با تکيه بر سئوال اصلي مقاله و مباحث مطرح شده،  قواعد کلي، نظريه ها و ديدگاه هاي منتزع از مطالعات تحقيق منعکس شود.

§       ديدگاه نهائي نويسنده نيز در نتيجه گيري پاياني طرح مي شود.

 

نکته مهم: بين مطالب مطرح شده در مقدمه، متن اصلي مقاله و نتيجه گيري بايد يك ارتباط منطقي وجود داشته باشد.

 

ج 4. کتابنامه و كيفيت ارجاعات به ساير كتب و مقالات و تدوين كتابنامه[7] پاياني مقاله

 

در متن مقاله انواع ارجاعات  وجود دارد:

  • نقل قول مستقيم: نقل قول مستقيم حتما بايد داخل گيومه قرار گيرد و در پايان نقل قول با ذکر (فاميل نويسنده، سال انتشار مطلب و صفحه) مطلب را به اتمام رساند. مي توان قبل از نقل قول ارجاع را بصورت ذيل ذکر نمود:

استيفن والت[8] (1992:323) انقلاب را "از بين بردن يک دولت مستقل توسط اعضا همان جامعه و جايگزين کردن دولت جديد مبتني بر نظام سياسي جديد" تعريف کرده است.

  • نقل قول غير مستقيم: در نقل قول غير مستقيل ساختار جمله بندي عوض مي شود و حتي اصطلاحات و الفاظ تغيير مي کند. در چنين مواردي صرفا "قاميل نويسنده و سال انتشار مطلب" مثلا (گيدنز، 1999) ذکر مي شود.
  • ارجاع به چندين نويسنده: براي اشاره به يک مطلب گاهي نام چند نويسنده به ترتيب سال انتشار مطلب ذکر مي شود، تا گستردگي توجه به موضوع مورد نظر و توجه نويسنده به مطالعات پيشين منعکس شود. مثلا بعد از يک پاراگراف و يا يک مفهوم خاص نوشته مي شود (دورکيم، 1976، مارکس، 1980، وبر، 1982، فيدرستون، 1989، گيدنز، 1999 و هال، 2000).

 

روش تنظيم کتابنامه

 

§       در ساختار کلي کتابنامه به نکات ذيل توجه شود:

1. رعايت ترتيب الفباء

2. در مورد هر نويسنده ترتب زماني رعايت شود .

3. در صورتي که منبع مربوط به ژرنال و يا مجموعه مقالات و يا دائره المعارف است، ص ص نوشته شود.

§       کتابنامه کتاب

فاميل، حرف اول اسم، سال انتشار، عنوان کتاب، شهر محل انتشار کتاب، ناشر

دو نمونه:

1.      آلبرو، مارتين (1380) عصر جهاني: جامعه شناسي پديده جهاني شدن، ترجمه نادر سالارزاده و بيتا اسکندي نژاد، تهران، موسسه انتشارات آزاد انديشان.

2.      بهکيش، م. م. (1380) اقتصاد ايران در بستر جهاني شدن، تهران، نشر ني.

 

§       کتابنامه مقاله

فاميل، حرف اول اسم، سال انتشار، عنوان مقاله، نام ژرنال، شماره ژرنال،  شماره صفحه به صورت ص ص

Dyer, C. H. (1993) Eco-Cultures: Global Culture in the Age of Ecology, in Journal of International Studies, vol. 22 (3), pp. 483-501.

فرويد، ز. (1382) وراي اصلي لذت، ترجمه يوسف اباذري، ارغنون، شماره 21، ص ص 25-81.

 

توجه داشته باشيد که تنظيم کتابنامه و ارجاع به دائره المعارف، وب سايت هاي کامپيوتري و ...  از همين ساختار کلي تبعيت مي کند ولي در هرکدام اختصاصات خاصي وجود دارد که لازم است به منابع تفصيلي در خصوص شيوه نگارش کتابنامه و ارجاعات مراجعه کنيد.

 

ج 5. زير نويس ها[9]  و ضمائم

§       مطالبي كه نيازمند توضيح مي باشد و توضيح آن در متن موجب انقطاع مباحث مقاله مي شود، در زير نويس توضيح داده مي شود.

§       اساسا هر گونه مطلب توضيحي كه اشراف خواننده را بر مطلب توسعه مي دهد و درج آن در متن مقاله موجب پيچيدگي يا بريدگي مباحث مي شود، مي تواند در زير نويس نگارش شود.

§       معادل انگليسي اصطلاحات در زير نويس نوشته شود (از آوردن کلمات انگليسي در متن مقاله پرهيز شود و نام نويسندگي خارجي و اصطلاحات به زبان اصلي در زير نويس آورده شود). 

§       توضيحات يا بايد در زير صفحه نوشته شود و يا در پايان مقاله آورده شود (زير نويس در زير صفحه رجحان دارد) منتهي حتما بايد ملتزم به يکي از اين دو سيستم شد و در کل مقاله از آن استفاده نمود.

§       ضمائم مقاله مثل نمونه پرسشنامه، بعضي جداول مربوط به تحقيق و ... بعد از کتابنامه آورده شود.

 

د. كنترل نهائي كار و ويرايش نهائي تحقيق[10]

§       نگارش املائي و ادبي را کنترل کنيد

§       نظم عبارت ها را كنترل كنيد

§       ارتباط فصول مختلف مقاله را با هم بررسي کنيد

§       ارتباط بين مقدمه، متن اصلي مقاله و نتيجه گيري مقاله را بازنگري نمائيد.

§       در هر فصل ارتباط بين پاراگراف ها را کنترل کنيد.

§       ارتباط بين منابع ارجاع داده شده و کتابنامه را کنترل کنيد.

 

ح. نگارش خلاصه مقاله[11] در يك پاراگراف

 خلاصه مقاله اي در 150 کلمه تنظيم کنيد که مطالب ذيل را در بر داشته باشد:

  • اشاره اي به سئوال اصلي مقاله
  • مطالب اصلي مقاله
  • جمع بندي نهائي مقاله

روش تدوين خلاصه و نقد کتاب

 

1. ويژگي هاي شکلي:

       مشخصات کتابنامه اي کتاب در قسمت بالاي مقاله نوشته شود.

       در پاراگراف اول مقاله نام نويسنده کتاب و عنوان کتاب ، همراه با نگاه کلي نگارنده به کتاب، خوانندگان اصلي کتاب و ارزيابي کلي ذکر شود.

       متن نگارش شده به دو قسمت عمده تقسيم شود:

          بخش توصيفي تحليلي: 70 در صد نقد و خلاصه را شامل مي شود

          بخش ارزيابي و نقد: 30 درصد نقد و خلاصه را شامل مي شود.

       تعداد کلمات نقد  و خلاصه بين 700 تا 1000 کلمه باشد (سه تا چهار صفحه A4).

 

2. بخش توصيفي به سئوالات زير پاسخ مي دهد:

  • نقطه نظرهاي فرضي نويسنده چيست؟

§      نقطه نظر هاي نويسنده ممکن است بصورت صريح بيان نشود ولي در تحليل مطالب و استفاده عملي از ديدگاه ها انتزاع شود.

§      معمولا نقطه نظرات فرضي نويسنده در مقدمه کتاب نوشته مي شود.

  • نقطه نظرهاي اصلي نويسنده چيست؟
  • اين نوع مطالب نيز ازتوضيحات و تصريحات مقدمه اتخاذ مي شود..
  • ارتباط کتاب را با کتابهاي مشابه در رابطه با موضوع اصلي کتاب، مورد بررسي قرار دهيد.
  • چه مباحث تکميلي در اين کتاب در مقايسه با کتابهاي مشابه مطرح شده است؟
  • آيا اين کتاب اطلاعات جديدي را به حوزه مطالعاتي مربوطه اضافه کرده است؟
  • آن اطلاعات جديد چيست؟
  • آيا کتاب در موضوع خود منحصر به فرد است؟
  • اين کتاب براي چه نوع خوانندگاني بيشتر مورد استفاده خواهد بود؟
  • با چه معيار اساسي کتاب را مي توان مورد قضاوت قرار داد؟
  • آيا نويسنده در توسعه ديدگاه هاي اصلي خود موفق بوده است؟ توضيح دهيد.

 

3. ارزيابي کتاب

در ارزيابي کتاب به سئوالات ذيل پاسخ داده مي شود:

  • چه مقدار کتاب به اهداف خود، تحقق بخشيده است؟
  • براي اثبات ادعا، چه مستنداتي، مورد استفاده نويسنده قرار گرفته است؟ آيا اين مستندات قانع کننده است؟
  • چرا و چرا نه؟ آيا نويسنده بصورت قابل اعتناء نقطه نظرات اصلي خود را مورد توجه قرار مي دهد؟ آيا اطلاعات و تحقيقات متنابه  و قابل اعتنائي در ارتباط با ادعاهاي نويسنده ارائه شده است؟ يا صرفا عناوين و مطالبي است که اثبات شده نيست (در اين بخش بايد به بودن و نبودن مفاهيم کليدي و نظريه هاي اساسي توجه نمود و مورد تحليل قرار داد).
  • چه ايده ها و امکانات جديدي توسط نويسنده مطرح شده است؟
  • چه مطالبي از نظر نويسنده افتاده است؟
  • در مقايسه کتاب با ساير کتاب هاي که در اين موضوع نگارش شده است، چه ارزيابي داريد؟
  • چه مطالب اساسي، شما را قانع نکرده است؟
  • تجربه شخصي و نظر شخصي شما با توجه به نوع نگاهي که داريد در مورد کتاب چيست؟

4. چند نکته مهم

1.     نقد کتاب بصورت يک مقاله علمي نگارش مي شود.

2.     روش ارجاعات و تنظيم کتابنامه پايان نقد، تابع همان سيستم ارجاعات و کتابنامه مقاله علمي است.

3.     در نقد کتاب، نويسنده تلاش مي کند نقطه نظرات خود را در يک چهارچوب تئوريک ارائه کند و راه جديدي را براي نگرش به موضوع و مطالب کتاب و نگاه تکميلي آينده پيدا کند.

 

موفقيت شما را آرزومندم

 سعيد رضا عاملي



[1] Decide on the Topic

[2] Diagram of Research

[3] Thesis Statement

[4] Write the Body of the Paper

[5] Write the Introduction

[6] Write the Conclusion

[7] Bibliography

[8] Stephen Walt

[9] Footnotes and Endnotes

[10] Final Touching and Editing